تبليغاتX
Payam Avar

Payam Avar

دانلود پنجمین کتابچه ی ناگفتنی هایم

 

این مجموعه برخلاف ِ مجموعه ی قبل (هدیه) ، بیشتر شامل شعر هستش تا  مقاله .

این مجموعه ، اولین مجموعه ی ناگفته های من ، پس از اتمام ِ خدمت ِ سربازی هستش .

به نظرم ، با وجود ِ موضوعاتی که توی این کتابچه ، شعروار  نوشتم ، شاید تا مدت ها ، حرف ِ خاصی  نداشته  باشم .

دلیل ِ اینکه چرا اسمشو گذاشتم " معذب " ، دلیل ِ خاصی نیست ، اما اگه مطالب ِ این کتابچه رو بخونید ، با من

هم رأی خواهید شد که معذب ، نام ِ مناسبی هستش .

 معذب

 


نوشته شده توسط پیام.آور در یکشنبه 9 بهمن1390 ساعت 21:44 | لینک ثابت |

دانلود کتاب ِ شعر ِ ایرج میرزا

 

خنده دار ترین  نوشته ای که در طول ِ عمرم خوندم ، کتاب ِ شعر ِ "ایرج میرزا" هستش که گذاشتم برای دانلود ،

تا شما هم فیض ببرید .

" به افراد ِ زیر 20 سال توصیه نمی کنم که دانلودش کنن . "

 دیوان ِ ایرج میرزا

 


نوشته شده توسط پیام.آور در یکشنبه 9 بهمن1390 ساعت 21:43 | لینک ثابت |

پدرام ویدیو

 

دوتا ویدیوی کوتاه  از  تمرینات ِ Pedram  که  نکته ی جالبشون  اینه  که  توی یکی شون Blue T-Shert  پوشیده  

و توی اون یکی  Red  T-Shert  پوشیده !

 

2 ویدیو از پدرام

 


نوشته شده توسط پیام.آور در یکشنبه 9 بهمن1390 ساعت 21:38 | لینک ثابت |

دانلود موزیک ویدیو از الیسا

 

یه موزیک ویدیو از یکی از ترانه های جاودانه ی  Elisa  ، خواننده ی  عرب  گذاشتم واسه دانلود  که  واقعا ً 

نوای غمگین ِ محشری  داره و منو دیوونه کرده !

 

الیسا


نوشته شده توسط پیام.آور در یکشنبه 9 بهمن1390 ساعت 21:31 | لینک ثابت |

بهشت گمشده

 

چند روز ِ پیش مستندی به نام ِ "بهشت گمشده" از شبکه ی  عظیم ِ  منوتو  پخش  شد که در مورد ِ زنجیره ی دین اسلام در کشورهای آسیایی بود  و  ضبطش کردم . 

مستند خیلی زیبا و جذابی بود .

در قسمتی از این مستند که به ایران اومده بودن و به اصفهان رفته بودن ، من خیلی لذت بردم و احساس افتخار می کردم .

اون قسمت که نمایی از هنر ایران رو نشون می داد و نوای سه تار همراش بود ، ناخودآگاه احساساتی شدم و . . .   .

 


نوشته شده توسط پیام.آور در یکشنبه 9 بهمن1390 ساعت 21:11 | لینک ثابت |

فیلم پر طرفدار ِ 50/50

 

فیلم ِ 50/50  فیلم  خیلی خوب و زیبایی هستش که واقعا ً ارزش یک بار دیدن رو داره .

اما من اصلا ً متوجه نمی شم !

مگه این فیلم  چه  چیزی داره که  توی  سایت IMDB  امتیازش به 8 رسیده ؟

به قول ِ استاد فیزیک ِ قدیمی مون - که به دلایل ِ امنیتی از دانشگاه اخراج شد – ( فرهادی )  زیاد فیلم ِ شاقی نبود .

یه فیلم هایی دیدم که صد برابر ، از فیلم ِ 50/50  با ارزش تر و معناگرا تر و تأثیرگذار تر بودن و توی IMDB  امتیازشون به 8  نرسیده بود !

 

بازی بازیگرای این فیلم خوب بود . مخصوصا ً نقش اول Joseph Gordon-Levitt  .

جذابیت ِ فیلم ، خیلی خوب بود  که  به  خاطر ِ  بار ِ کمدی بود که بر دوش بازیگر نقش دوم مرد بود .

 

 


نوشته شده توسط پیام.آور در یکشنبه 9 بهمن1390 ساعت 21:9 | لینک ثابت |

لیست فیلم های Payam Avar

 

این هم لیست Collection فیلم هام ، البته این آمار مربوط  به  تا آخر ِ آبان ماه هستش و هنوز هم ناقصـه ، چون از اول ِ آذر تا  الآن  بیش از 90 فیلم ِ دیگه به دستم رسیده و هنوز به لیست اضافه نشده که اونا رو هم تا 1 ماهه دیگه به لیستم اضافه می کنم .

تقریبا ً سعی کردم ، آمار ِ بازیگرای مطرح ِ همه ی فیلم ها رو درج کنم .

ببینید و لذت ببرید    

 لیست فیلم ها

 


نوشته شده توسط پیام.آور در پنجشنبه 6 بهمن1390 ساعت 11:6 | لینک ثابت |

همین الان دست به کار شو

 

همین الان

 

همین الآن که خواب در چشمانت حلقه بسته و بسته شدنِ پلک هایت طولانی و بازکردنشان دردآگین است ،

                                                                           اگر نخوابی  ، در ادامه دشوار است ، خوابیدن

همین الآن ،

در این تاریکی و سکوت ِ مطلق ِ شب که احساس ِ جاری ساختن ِ چای ِ داغ در شریان های  سردت  دست داده ،

اگر کتری را آب و روی اجاق نگذاری و خودت را  دعوت به چای داغ ننمایی ،

شاید تا مدت ها و یا حتی هیچ وقت ،  اینگونه و در این موقع از شبانه روز ، یا چای نباشد و یا  کتری  و  یا  حس !

همین الآن که نکته ای جالب و خاطره انگیز به ذهنت خطور کرده ،

بهترین کار گذاشتن ِ لیوان ِ آب روی زمین و درج ِ نکته و ایده و خاطره هاست

همین الآن که نطفه ی  نوایی  توی سرت افتاده شد ،

بهترین کار ، روشن کردن ِ ساز و برداشتن ِ دفتر و خودکار  و ثبت ِ  اون  نواست

ابرها در حال ِ عبور اند ،

روزی می بارند و محقق می شوند

اما بالای کدام شهر ؟

بالای شهری که مردمش با خوش نیتی و آغوش ِ باز ، نعمت را می پذیرند و قدر ِ آن می دانند 

 

موج ِ  افکار ،

ایده ها ،

طرح ها ،

نوآوری ها ،

خلق ها ،

به شکل ِ  نامرئی در طبیعت موج  زده  و  دامن  می کشند 

این امواج همیشه از ذهن ِ  ما  همه  عبور می کنند  اما ،

یا ثبت و کشف ِ آن به آتی موکول می کنیم ،

یا بسته ایم چشم و گوش هایمان و نمی بینم ، 

یا ثبت کردن را در خود نمی بینیم ،

و یا بدتر از همه ،  قدرشناسی را نمی دانیم ،

و اینها جزئی از  لیاقت اند  .  / 

 


نوشته شده توسط پیام.آور در چهارشنبه 5 بهمن1390 ساعت 18:14 | لینک ثابت |

نکته ی جالب انگیز مراسم ِ Golden Globe 2012

 

توی مراسم ِ گلدن ِ گلاب ِ امسال ، یه نکته ای که خیلی برام جالب بود ، این بود که :

هر سه تا بازیگرای خانومی که توی بهترین فیلم های Leonardo Dicaprio ، یعنی  Titanic ، Romeo + Juliet ، Shutter Island  باهاش همبازی بودن ، علنا ً در مقابل ِ خودش جایزه ی گلدن گلاب رو دریافت کردن .

Kate Winslet

Claire Danes

Michelle Williams


نوشته شده توسط پیام.آور در چهارشنبه 5 بهمن1390 ساعت 18:10 | لینک ثابت |

We Need To Talk about Kevin آهنگ زیبای کریسمس در فیلم

 

آهنگ ِ زیر خیلی خیلی لذتبخشه .

خدا می داند ، من ساعت ِ  4 و نیم ِ  صبح  با این آهنگ  کلی  رقصیدم .

مربوط می شه به قسمتی از فیلم ِ  بزرگ ِ "We Need To Talk about Kevin"  :

 

موزیک کریسمس

 


نوشته شده توسط پیام.آور در چهارشنبه 5 بهمن1390 ساعت 18:8 | لینک ثابت |

We Need To Talk About Kevin فیلم خیلی زیبای

 

اول از هرچیزی بهتره که دوتا از صریح ترین که به نظر ِ من بهترین صحنه های این فیلم هستن رو بگم که اونایی که ندیدن ، تحریک بشن و برن این فیلم ِ زیبا رو ببینن .

  1. اونجایی که ، نصف ِ شب هستش و توی رخت خواب ، مادر داره اونجای پدر رو . . . می زنه و یه دفعه سر و کله ی  کوین کوچولو پیدا می شه و دقیقا ً همه چیزو می تونه دیده باشه !
  2. اونجایی که کوین توی دستشویی  داره  استمناء می کنه و یه دفعه مادر در ِ دستشویی رو باز می کنه و همه چیزو می بینه ، اما کوین با اینکه مادر رو می بینه ، عین ِ خیالش نیست و انگار که نه انگار !

 

چند وقتی هست  که  آمریکا وارد ِ  یک  عصر ِ  تحول ِ  روانی  در نوجوون ها  و  جوون ها  شده  .

دیگرکـُشی های بدون ِ هیچ  درگیری و اختلاف ِ قبلی !

 

در این زمینه فیلم های زیر رو می تونید ببینید و به حرف ِ من ایمان بیارید :

Before Her Eyes -

Elephant -

Beautiful Boy -

و فیلم ِ الان هم :

We Need To Talk About Kevin -

 

هر 4  فیلم ِ  بالا  به شدت ، فیلم های قشنگ اما آزرده کننده ای هستن ، که هرکدوم به نوعی مسأله ی دیگرکشی ِ نوجوونای آمریکایی رو به تصویر می کشن .

 

این فیلم ( باید در مورد  کوین صحبت کنیم ) اونقدر زیبا و صریح بود که من در طی ِ تماشای اون ، چندین بار  جا خوردم .

واقعا ً عالی بود ، واقعا ً عالی !

چیزهایی رو نشون داد که برای هر ایرانی ، به شدت شرم آور و زشت و بی تربیتی و بی احترامی هستش .

این فیلم نشون داد که در مورد ِ بعضی از انسان ها ، شیوه ی تربیتی ِ پدر و مادر ، یک چیز ِ بی معنی هستش .

بعضی ها از بدو ِ تولد ،  ساز ِ خودشون رو می زنن  و به خاطر ِ این تک روی هاشون  به خود کفایی می رسن ، و این مسأله باعث می شه که از محبت های پدر و مادر  و داشتن ِ روابط ِ صمیمی با اونا ، بی بهره  یا بمونن .  شایدم با بی بهرگی از محبت ِ اونا راحت تر باشن .

 

دقیقا ً و دقیقا ً چیزی که من در مورد ِ این دسته از انسان ها می تونم بگم ، اینه که :

 

انگار این انسان ها ، یک بار به دنیا اومدن و زندگی کردن و از دنیا رفتن و دوباره به دنیا اومدن و سر ِ این مسأله  دارن با خدا  لجبازی می کنن و زندگی براشون بی معنیه ، زندگی برای اونا ، تکراری بودن ِ خودشو از دست داده . در حقیقت ، تکرار ِ زندگی براشون عذاب آورترین کار ِ دنیاست .    

 

انصافا ً ، با دیدن ِ اینجور فیلم ها و شناختن ِ این انسان ها ، می تونیم به این مسأله که ممکنه بعد از مرگ ، دوباره  به دنیا بیاییم ، اما با شرایط ِ مکانی و جایگاهی متفاوت ، ایمان پیدا کنیم .

 

{ در مورد خودم یه نکته که تا وسطای فیلم ذهنمو به خودش جلب کرده بود این بود که ،

شاید  بچگی های  کوین ، شباهت ِ خیلی زیادی به دوران ِ بچگی  خود ِ من (پیام.آور) داشته باشه . من که زیاد برام عجیب نیست ، ولی شاید بهتر باشه بگم "متأسفانه" }

 

من نمی دونم چی بگم !

به نظرم  باید  نقد و بررسی ِ مفهوم ِ بعضی از فیلم ها رو به یه روانشناس که فلسفه هم می دونه بسپاریم ، و این فیلم یکی از اون فیلم هاست  .

به همین دلیل من صحبت ِ خاصی ندارم .

فقط می دونم که :

همه ی مادرها بچه هاشونو ، چه دانشمند ، چه قاتل ، دوست دارن .

در حقیقت  شخصیت ِ فرزند ِ هر انسان ، نمودی از رفتار و کردار ِ اون شخص در زندگی ِ گذشته و حالـش است .

ولی واقعا ً اعطراف می کنم که بقیه ی فیلم رو نفهمیدم .

 

با توجه به اینکه داستان ِ این فیلم بر اساس ِ یه رمان هستش ، واقعا ً باید بگم عجب نویسنده های  نخبه ای توی آمریکا  وجود داره . (هرچند که توی آمریکا ، هر کار و هنری رو که دست روش بگذاری ، مملوء هست از نخبه ! )

البته ، فیلمنامه نویس و کارگردان ِ این فیلم هم کارشون رو عالی انجام دادن .    

 

در مورد ِ Tilda Swinton  باید بگم  همیشه و همیشه  فیلم هاشو  باور می کنم .

یک لحظه هم از نقشش خارج نمی شه .

فکر کنم برای این نقشش باید نامزد ِ اسکار بشه .

 

بزرگترین ِ ابهام ِ من از این فیلم و یا بزرگترین نقطه ضعف ِ این فیلم ، موزیک ِ فیلم بود .

با توجه به روحی ، روانی بودن ِ داستان ِ فیلم ، موزیک های متن ِ فیلم ، خیلی  لـُوس و بی احساس  بودن که ادمو از فیلم پرت می کردن !

 


نوشته شده توسط پیام.آور در چهارشنبه 5 بهمن1390 ساعت 17:57 | لینک ثابت |

رقص پدرام بین شاگرداش

 

توی ویدیویی که در زیر می تونید دانلود کنید ، Pedram حاضر شده در بین ِ شاگرداش یه کمی خاک هوا کنه ، و این هم مربوط به اوایل ِ 2011 هستش .

 

پدرام 2011


نوشته شده توسط پیام.آور در چهارشنبه 5 بهمن1390 ساعت 17:37 | لینک ثابت |

یکی از صادقانه ترین شعرهایم به نام ِ از قوم حوا


خدا به داد ِ من  برسه ،
همینطوریش برای شعرهای معمولی که می گم ، اکثر ِ اطرافیام  ازم می ترسن ، حالا اینو که بخونن ، احتمالا ً می رن جار

می زنن ، پیام وضعش خرابه !

ما هم که ماشاالله ، خیلی اینا رو عدد حساب می کنیم و از بیاناتشون ترس داریم . 

اگه ترسو بودم ، کتابچه های شعرم  توی کامپیوتر ِ همه ی  دوستان و فامیل ها نبود .


از   قوم  حوا


آری من می بینم
من این احساس ِ عظیم را در او می بینم
من . . . من . . . اشک می ریزم
من می بینم که او زیبایی ِ خویش می بیند
او می بیند
او  حجم ِ نرم دست ِ خویش ، می بیند
او انگشتانش را که برای گره خوردن در انگشتان ِ گرم ِ یک مرد خلق گشته اند را می بیند  
او لب های مملوء و مملوء و مملوء از احساسش را که باید تنفس گاه ِ یک مرد را آبیاری کند ، می بیند
او تابلوی متقارن و ژل مانند ِ باسنش را می بیند
که از لحظه ی خروج  از  رحم ِ مادر  به دنبال ِ قاب ِ خویش بوده است
او ساق ِ پای پری مانند ِ خویش می بیند که باید با دست های گرم یک مرد ، نوازش و اغما گردد
او خودش می داند که شعله دارد ، نگاهش 
شعله ای که نیاز به آتشکده ای دارد برای سوختن در کمال ِ آرامش ،
او خودش از صدای ظریف و سوزی که در عمق تارهای حنجره اش نهفته است کاملا ً  آگاه است 
می داند که باید هرچه زودتر به جیغ ها و فریادهای ناشی از درد ِ لذت واصل شود
می داند و می داند  ،
او خیلی آگاه است  ،
و مردهای ساده هیچ چیز نمی دانند و کوه ِ دانایی ِ او  را فرو پاشیده و حفره هایی پر نشده  وا می گذارند ،
که  با این کار ،  حس ِ نکبت  به زندگانی  تزریق ، خواهد شد  
آری . . .
باروت برای سوختن است
اگر نسوزد ،
مدتی بعد نم کرده و با تمام کبریت ها هم ، سوزی ندارد  .  / 


نوشته شده توسط پیام.آور در سه شنبه 4 بهمن1390 ساعت 22:40 | لینک ثابت |

معذب


شعله را به خاطر بسپار . . .



نوشته شده توسط پیام.آور در دوشنبه 3 بهمن1390 ساعت 21:45 | لینک ثابت |

موجودیت سرنوشت

 

سرنوشت ِ نورانی

 

سرنوشت ،

نه نوشته شده است ،

و نه در حقیقت  وجود دارد ،

                              نه دفتری وجود دارد ،

                              و نه کتابی که در آن سرنوشت انسان ها درج شده باشد ،

رخدادهای زندگی ِ انسان ها هیچگاه معلوم نبوده و نیست ،

تنها چیزی که روشن است ،

جهت ، سمت ،

و سوی سیر ِ زندگانی است

میزان ِ تراوشِ  نور ِ انتهای امتداد ِ مسیر ، قابل حدس است  ،

                            و جهت سیر و حرکت ، قابل ِ تغییر است

جویبار زندگانی را در آبراه های زیادی می توان جاری ساخت

هیچ اجباری در کار نیست ،

اما زنجیره ی آینده  ،  وابسته به شکل و شمایل ِ کوله بار ِ حال و گذشته  است

زندگی زنجیر مانندی ست ، که نوک ِ زنجیر ، عاری از هرگونه پیچ و موج و انحنا ، در زمان ِ آینده ،

به سمت خوشبختی ِ مطلوب ، در حرکت است 

کوچکترین خطا و ناپاکی در  رفتار و پندار و کردار ،

نوعی شوک ، نوعی اعوجاج ،

و یا  نوعی کش و قوس ، در  زنجیر ِ حال  می تراود

که در نوک ِ زنجیر ، تأثیر ِ  رقص و ضل   وا می گذارد 

گاهی اعوجاج هایی از سوی طبیعت زنجیرمان را به  موج دادن  می کشاند

با اقتدار و پایداری ،

می توان زنجیر را رام کرده و موج را خنثی ،

شاید همین موج ،

زنجیرت را به مسیری بسپارد که گشایش ِ چشم و گوشت  و تدارک ِ آینده ای مطلوب تر را در

پی  بدارد    

 

شاید بگوییم زندگی به اندازه ی لیاقت هرکسی به او می دهد ،

                    و شاید بپرسند چگونه لیاقت را می توان ساخت یا داشت ،

                      و شاید بپرسند کسی که لیاقت برندگی را ندارد ، پاسخ ِ تلاش ها و تمرین هایش چه خواهد شد ؟ ،

شاید ندانید ،

قدری تأمل لازم است ،

دور ریزی افکار ِ مزاحم را نیز ،

                                       افکار حسد آمیز و غرورآمیز ،

تلاش های مداوم ،

تمرین های عمقی و اساسی ،

ناخودآگاه ، لیاقت در عمق ِ وجود ، نطفه افکنده و تکثیر می شود ،

" تلاش ِ هدفمندانه " ،  لیاقتـسازترین فعل است

 

طراح شدن ، لیاقت می خواهد ،

آنکه  مادرزاد ، طراحی را مستعد است

در حقیقت ، این  لیاقت در او دوانده بوده است

چه بسا که در میانه ی عمر ، لیاقتش را باخته و ناخود آگاه از طرح و نقش و رنگ و کاغذ دور گشته ،

                                                              یاد ِاعجاز ِ دستش روی کاغذ را با باد ِ فراموشی دود کرده . 

چه بسا افرادی که  با مرارت های  بسیار  این لیاقت را کاشته و ساخته و به اوج ِ آن رسیده  و خوش کام شدند

 

به طور ِ معمول ، اساس ِ "خواستن ، توانستن است" همین است

کسی که  بخواهد ، هرچند بی لیاقت در رسیدن  ،

خواهد رسید 

 

تصور کنید  مردی  زشت  و  بد ظاهر را ،

علاقه ای دارد بسیار ، برای نزدیکی و دوستی با زنی زیبا بسیار ،

اگر  لیاقت ِ بودن با آن سنوبر را در خود بسازد ،

قطعا ً  تیرش بر هدف خواهد نشیند ،

شاید این پیروزی  از دید ِ همگان  مسأله ای عجیب و بد فرم ، ظاهر بسازد  ،

اما با کند و کاو ِ رفتاری می توان پی برد که بهتر از آن مرد ، برای آن خوش رو نیست

 

چه بسا افرادی زیبا ، که همسرانی زشت و  یا  سرخور  دارند   

 

" جنبه " ،  بخشی  از  " لیاقت "  است

جنبه داشتن  از  "بروز ِ  احساس"  جداست

بروز احساس ، توی چشم افتادن و جلب توجه  را در پی  می نهد

ذات ِ احساس ، آنقدر عظیم است که نگاه ها را می دزد 

اما افسوس از این نگاه هایی که بیش از سه بُعد برایشان بی معنی است

آنچه می بینند را با عُرف ، معنانگاری می کنند

از ابعاد ِ احساس و از بینایی  به بُـعدهای درون ،   

  نابینا  و  بی بهره اند

پروراندن ِ احساسات ِ زیبای درونی ،

جذابی و دوست داشتنی بودنت را  با  جلب توجه ،

               در می آمیزد   

پرورش ِ احساسات ِ زیبا ،

         پاک نیتی می طلبد ،

         شجاعت  نیز ، 

جنبه به معنای تحمل و کنترل ِ خویشتن است ،

در لحظات ِ موفقیت ،

در لحظات ِ شکست ،

در لحظات ِ همدردی ،

جنبه ، معنای لـُوس نکردن ِ خود و دیگران را می دهد ،

                                  تحمل و درک ِ دیگران است  . 


نوشته شده توسط پیام.آور در شنبه 1 بهمن1390 ساعت 19:31 | لینک ثابت |

Brad Pitt , Leo Dicaprio , Cate Blanchett , Penelope Cruz , Helen mirren

 

خدا می دونه که اولین بار که این عکسو دیدم ، چـه عشقی  کردم .


نوشته شده توسط پیام.آور در شنبه 1 بهمن1390 ساعت 19:29 | لینک ثابت |

این هم فیلم ِ بد ِ سویا بازیگر سریال ِ پر طرفدار جومونگ

 

والا  ما قصدمون  خراب کردن ِ بازیگرا نیست ، فقط از تحریک ِ احساسات لذت می بریم ، وگرنه خود ِ بنده همین فیلم ِ سینمایی که  سویا توش بازی کرده و صحنه هم داره رو تا آخر دیدم (با زیرنویس)  خیلی خیلی فیلم ِ قشنگی هستش .  و اگر توی قسمت هایی از فیلم عملیات والفجر  انجام می شه ، ربطی به خود ِ بازیگر نداره ، نقشش ایجاب می کنه که  علنا ً  از جلو یا عقب  بده .

 

فیلم ِ پورنوی سویا (بازیگر ِ معصوم ِ جومونگ)

 


نوشته شده توسط پیام.آور در جمعه 30 دی1390 ساعت 11:27 | لینک ثابت |

The Help فیلم بسیار زیبای

 

Come On EveryBody

Come On And Sing My Song

 

فیلم ِ خوشکل  یعنی این !

 

بزرگترین و مهم ترین جمله ای که  از این فیلم  شنیدم :

" بعضی وقت ها ، در یک نسل ِ خانواده ای ، آدم ِ شجاع پیدا نمی شه . "

 

فیلم ِ  The Help  رو  2 ماه بود که خریده بودم ولی حوصله شو  نداشتم بشینم و فیلمی که همه ی بازیگراش زنه رو تماشا کنم . 

اما  وقتی  فهمیدم  هم   B.Dallas Howard  و هم J.Chastain   توش  بازی می کنن ، با کله  پریدم  و  لامپ ها رو خاموش کردم و نشستم  پای کامپیوتر و DVD رو گذاشتم  و  برو که رفتی  : The Help   .     

 

با کمی تجربه  در  زمینه ی تحقیق در مورد ِ زیبا شناسی و همچنین تماشای فیلم ِ

"Laws Of Attraction"  و همچنین همین  فیلم ِ The Help  به یه نتیجه ی عمومی  رسیدم و اون اینه :

خانواده های زیادی رو می شه پیدا کرد که در اونها ، مادر  زنی زیبا و به قولی خوشکل و یه تیکه ماه  هستش و در عوض ،  دختر (فرزند) چهره ی معمولی و یا حتی دلـنچسب داره ، و طوری هستش که همیشه همه ی آقایون  نگاهشون بیشتر به مادره معطوف می شه تا دختره .

و معمولا ً اینجور دخترها ، یک سری ناراحتی های رفتاری پیدا می کنن . 

 

بعضی از دیالوگ های قشنگ و ماندگار ِ فیلم :

 

-        بچه ها از آدم های چاق خوششون می یاد .

-        زشتی چیزیـه که از درونت  رشد می کنه .

-        مادرت زندگیشو انتخاب نکرد ، زندگیش اونو انتخاب کرد .  

-        وقتی  خدا طوفان می فرسته ، توجهی به رنگ ِ پوست ِ مردم نمی کنه .

-        اتفاقات ِ بد ، می افتن ، تو نمی تونی کاریشون بکنی .

 

تک تک ِ بازیگرای فیلم ، حتی اونایی هم که فقط یک دیالوگ  داشتن ، عالی  بازی کردن .

 

فیلم ِ The Help  مملوء  از بازیگرای  قـدر و کاملا ً حرفه ای هست که  تماشاچی ها  فیلم رو  به شدت  باور می کنن  و لذت می برن .  

به خاطر ِ  همین  بازی ِ عالی ِ بازیگرای فیلم ،  واقعا ً یکی از جاودانه ترین  فیلم هاست .

 

موزیک  فیلم ، عالــــــی بود .

 

خنده دار ترین صحنه ای که در این چندماه اخیر دیدم ،  اواخر ِ  همین  فیلم هستش ، اونجا  که  "مینی"  و "آبیلین"  با دیدن ِ پولهای توی پاکت ، دو نفری خوشحالی می کنن .

 

       

در مورد ِ Bryce Dallas Howard :

عالی بازی کرد .  خیلی  باهاش  حال می کنم .

اصلا ً  اصولا ً  من  همه ی بازیگرای هالیوودیه  متولد ِ اوایل ِ  دهه ی 80  میلادی  رو دوست می دارم .

Bryce Dallas  یه  حسن ِ بزرگی که داره ، راحت می تونه تیپ های خاص رو خوب بازی کنه .

ولی یک جایی توی این فیلم  بد  شد . 

یه  قسمتی رو  با حس  و  حال ِ  شخصیت ِ خون آشام  که توی فیلم ِ  گرگ و میش  داشت ،  بازی کرد .

 

 

Jessica Chastain ( به قدرمتمندی اون با این سبکی که داره ، پیدا نخواهید کرد ) :

اونقدر عالی بازی کرد که من  بعضی از صحنه ها رو چند بار نگاه کردم . ذات ِ این  زن بازیگره .

واقعا ً عاشق ِ این  زن  هستم .   خیلی خیلی  رؤیایی بازی می کنه .

اوخ . . . اوخ . . . 

-        اونجا که بچه ی توی شکمش  جلوی توالت ، سقط شده بود و خون مالی شده بود ، با اینکه دوربین فقط 3 ثانیه  چهره ی  جسیکا  رو  که  زیر موهاش  حیرون و  پنهون شده  بود ، نشون داد  ،  ولی  عالــــــی بود .

-        اونجا که توی تخت گریه می کنه .  Perfect

-        اونجا که شیرینی آورده برای دوستاش ، اما همگی به وضوح قایم شدن و جسیکا که همیشه موج ِ لبخند و شادی توی چهره ش وجود داره ، نه یک دفعه (مثل ِ بازیگرای معمولی ) ، بلکه به تدریج بعد از لحظاتی ، نم نم  موج ِ غم وارد ِ اون چهره ی افسانه ایش  می شه . 

از کار درست های  هالیووده .

 

 

بازی ِ  Emma Stone  یه  رنگ ِ منحصر به فرد  داره  که  واقعا ً عالیه .

با سیگار کشیدنش  حال کردم .  به  قیاف ِ ش  نمی یاد که سیگاری باشه ، ولی خیلی خوشکل  می دوده .   بازیگر یعنی  این !  

تن صداش و عصبانی شدنش  خیلی  جذابه  .

گریه کردنش  واقعا ً قشنگ و واقعی بود .

 ( علنا ً  چهره ی  Emma  شبیه ِ  تمساح هستش ، جان ِ من یه بار دقت کنید ! )

   


نوشته شده توسط پیام.آور در پنجشنبه 29 دی1390 ساعت 20:43 | لینک ثابت |

عکس آرزوهای بزرگ

 

تماشای فیلم ِ  آرزوهای بزرگ  واقعا ً لذتبخش بود و از طرفی هیچ پوستری نداشتم که برای لیست فیلم هام بهش Attach کنم . این شد که نشستم و یه پوستر براش درست کردم .  


نوشته شده توسط پیام.آور در دوشنبه 26 دی1390 ساعت 21:2 | لینک ثابت |

مراسم Golden Globe Awards 2012 از شبکه ی من و تو

 

من همیشه گفتم ، الانم می گم :

بهترین شبکه ی تلویزیونی ِ فارسی زبانی  که  از اولین روز ِ تاریخ ِ جهان تا الان وجود داشته ، شبکه ی  Manoto  هستش

امیدوارم که  مراسم Oscar  رو هم کامل  نشون بده .

و  فقط امسال نباشه .

هر سال این مراسم رو نشون بده .

 الهـــــــــی  آمیـــن  .

 خداییــش ، مرد   مثه  اصغر  کم  داریم

 

در مورد ِ خود ِ مراسم ، 2 تا چیز  منو خیلی ناراحت و غمگین  کرد :

 

یکی اینکه :

نه   Dicaprio

نه  Brad Pitt

نه  Jessica Chastian

نه Tilda Swinton

نه  Diane Lane

هیچ کدوم شون  برنده نشدن . هرچند که  رقیباشون هم  که  برنده  شدن ، واقعا ً  حق شون بود .

ولی دوست نداشتم  اینها  دست ِ خالی برن ، لا اقل یه Silver Globe  ای ، چیزی . . . !  

   

دو اینکه :

جای چند تا فیلم  رو خالی بود ! 

حتی بعضی از این فیلم ها  جزء  بهترین فیلم های تاریخ شدن ، ولی نبودشون .

مثل :

The Tree Of Life

Melancholia

The Ledge

و . . . 

 

نمی دونم جریان چیه ؟

یعنی این  فیلم ها ، جزء  رقابت های گلدن گلوب  نبودن ، یا . . .   .

امیدوارم که توی اسکار باشن .    

 

و  دو تا از اتفاق  که منو به وجد آوردن ، برنده شدن ِ   مریل  استریپ   و   کیت وینسلت  بود .

 

اصغر فرهادی  که  منو  دیوانه و مست  کرد . 

توی  مراسم ، یه صحنه  نشون داد که  Judie Foster  داره  خوشحالی می کنه و داد و غال راه انداخته ، اونوقت  کنارش اصغر فرهادی رو نشون داد که داره می خنده و با خجالت  نگاش می کنه .

آخ . . . اون صحنه  واقعا ً منو به شدت دیوانه کرد و از خنده ، روده بور  شدم .

فکر کنم  اصغر فرهادی  عشق می کرد  از اینکه  کنار ِ جودی فوستر ایستاده !

  

بقیه ی نکته های مراسم که اونقدر زیادن که دستم درد می گیره اگه بخوام همشونو اینجا بنویسم .

سه تا شون  که یادم مونده :

1.     شیفته ی  اون   بغل رخ  ِ   چارلیز ترون   شدم .

2.    عاشق ِ  مدونا  شدم ، به خاطر ِ اینکه  برای  نام بردن ِ بهترین فیلم ِ خارجی ، اول گفت :

        "From Iran" و  بعد گفت : سپریشن  .

3.   واقعا ً نیکول کیدن  شبیه ِ  یه  فرشته ی بهشتی شده بود .

       در حقیقت  "حوری "  کلمه ی  کوچیکیه  برای وصف ِ زیبایی ِ  نیکول  !  

 


نوشته شده توسط پیام.آور در دوشنبه 26 دی1390 ساعت 20:58 | لینک ثابت |