|
سرنوشت ِ نورانی
سرنوشت ،
نه نوشته شده است ،
و نه در حقیقت وجود دارد ،
نه دفتری وجود دارد ،
و نه کتابی که در آن سرنوشت انسان ها درج شده باشد ،
رخدادهای زندگی ِ انسان ها هیچگاه معلوم نبوده و نیست ،
تنها چیزی که روشن است ،
جهت ، سمت ،
و سوی سیر ِ زندگانی است
میزان ِ تراوشِ نور ِ انتهای امتداد ِ مسیر ، قابل حدس است ،
و جهت سیر و حرکت ، قابل ِ تغییر است
جویبار زندگانی را در آبراه های زیادی می توان جاری ساخت
هیچ اجباری در کار نیست ،
اما زنجیره ی آینده ، وابسته به شکل و شمایل ِ کوله بار ِ حال و گذشته است
زندگی زنجیر مانندی ست ، که نوک ِ زنجیر ، عاری از هرگونه پیچ و موج و انحنا ، در زمان ِ آینده ،
به سمت خوشبختی ِ مطلوب ، در حرکت است
کوچکترین خطا و ناپاکی در رفتار و پندار و کردار ،
نوعی شوک ، نوعی اعوجاج ،
و یا نوعی کش و قوس ، در زنجیر ِ حال می تراود
که در نوک ِ زنجیر ، تأثیر ِ رقص و ضل وا می گذارد
گاهی اعوجاج هایی از سوی طبیعت زنجیرمان را به موج دادن می کشاند
با اقتدار و پایداری ،
می توان زنجیر را رام کرده و موج را خنثی ،
شاید همین موج ،
زنجیرت را به مسیری بسپارد که گشایش ِ چشم و گوشت و تدارک ِ آینده ای مطلوب تر را در
پی بدارد
شاید بگوییم زندگی به اندازه ی لیاقت هرکسی به او می دهد ،
و شاید بپرسند چگونه لیاقت را می توان ساخت یا داشت ،
و شاید بپرسند کسی که لیاقت برندگی را ندارد ، پاسخ ِ تلاش ها و تمرین هایش چه خواهد شد ؟ ،
شاید ندانید ،
قدری تأمل لازم است ،
دور ریزی افکار ِ مزاحم را نیز ،
افکار حسد آمیز و غرورآمیز ،
تلاش های مداوم ،
تمرین های عمقی و اساسی ،
ناخودآگاه ، لیاقت در عمق ِ وجود ، نطفه افکنده و تکثیر می شود ،
" تلاش ِ هدفمندانه " ، لیاقتـسازترین فعل است
طراح شدن ، لیاقت می خواهد ،
آنکه مادرزاد ، طراحی را مستعد است
در حقیقت ، این لیاقت در او دوانده بوده است
چه بسا که در میانه ی عمر ، لیاقتش را باخته و ناخود آگاه از طرح و نقش و رنگ و کاغذ دور گشته ،
یاد ِاعجاز ِ دستش روی کاغذ را با باد ِ فراموشی دود کرده .
چه بسا افرادی که با مرارت های بسیار این لیاقت را کاشته و ساخته و به اوج ِ آن رسیده و خوش کام شدند
به طور ِ معمول ، اساس ِ "خواستن ، توانستن است" همین است
کسی که بخواهد ، هرچند بی لیاقت در رسیدن ،
خواهد رسید
تصور کنید مردی زشت و بد ظاهر را ،
علاقه ای دارد بسیار ، برای نزدیکی و دوستی با زنی زیبا بسیار ،
اگر لیاقت ِ بودن با آن سنوبر را در خود بسازد ،
قطعا ً تیرش بر هدف خواهد نشیند ،
شاید این پیروزی از دید ِ همگان مسأله ای عجیب و بد فرم ، ظاهر بسازد ،
اما با کند و کاو ِ رفتاری می توان پی برد که بهتر از آن مرد ، برای آن خوش رو نیست
چه بسا افرادی زیبا ، که همسرانی زشت و یا سرخور دارند
" جنبه " ، بخشی از " لیاقت " است
جنبه داشتن از "بروز ِ احساس" جداست
بروز احساس ، توی چشم افتادن و جلب توجه را در پی می نهد
ذات ِ احساس ، آنقدر عظیم است که نگاه ها را می دزد
اما افسوس از این نگاه هایی که بیش از سه بُعد برایشان بی معنی است
آنچه می بینند را با عُرف ، معنانگاری می کنند
از ابعاد ِ احساس و از بینایی به بُـعدهای درون ،
نابینا و بی بهره اند

پروراندن ِ احساسات ِ زیبای درونی ،
جذابی و دوست داشتنی بودنت را با جلب توجه ،
در می آمیزد
پرورش ِ احساسات ِ زیبا ،
پاک نیتی می طلبد ،
شجاعت نیز ،
جنبه به معنای تحمل و کنترل ِ خویشتن است ،
در لحظات ِ موفقیت ،
در لحظات ِ شکست ،
در لحظات ِ همدردی ،
جنبه ، معنای لـُوس نکردن ِ خود و دیگران را می دهد ،
تحمل و درک ِ دیگران است .
نوشته شده توسط پیام.آور در شنبه 1 بهمن1390 ساعت 19:31 |
لینک ثابت |
|